احترام گذاشتن به مظاهر ملی

لطیفه درباره ی مظاهر ملی

لطیفه تحقیرآمیزی که قرار است قانون شود و سکوت … پیام اسمانی درباره مظاهر ملی جفا در حق سرود ملی – منتظران نقاشی در مورد مظاهر ملی – wtaar.comلطیفه تحقیرآمیزی که قرار است قانون شود و سکوت … لطیفه تحقیرآمیزی که قرار است قانون شود و سکوت … پیامک 57؛ جملات زیبا، حدیث، داستانک – ضرب المثل …لطیفه تحقیرآمیزی که قرار است قانون شود و سکوت … طنز درباره پهلوی – ical.ir سرود ملی ایران – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

چندی در مورد ملی گرایی

 

در این مقاله سعی بر این است که ابتدا تعریفی از واژه ناسیونالیسم و تفکرات حاکم بر این عقیده را بیان و بررسی کنیم . سپس نظر چندی از بزرگان از جمله امام خمینی(ره) را در این باره مورد بررسی قرار می دهیم .

“ناسیونالیسم یا ملی گرایی از لغت Nation به معنی ملت از زبان فرانسه گرفته شده است .”۱

در جای دیگر داریم، “نوعی آگاهی جمعی است، یعنی آگاهی به تعلق به ملت که آنرا «آگاهی ملی» می‌خوانند. آگاهی ملی، اغلب پدیدآورنده حس وفاداری، شور، و دلبستگی افراد به عناصر تشکیل‌دهنده ملت (نژاد، زبان، سنت‌ها و عادت‌ها، ارزش‌های اجتماعی، اخلاقی، و به طور کلی فرهنگ) است و گاه موجب بزرگداشت مبالغه‌آمیز از آنها و اعتقاد به برتری این مظاهر بر مظاهر ملی دیگر ملت‌ها می‌شود.”۲

از تعاریف ارایه شده می توان ناسیونالیسم را بر اصالت دادن واحد های ملی و نژادییا به طور کلی تعلقات قومی (زبان ، مرز های جغرافیایی،تاریخ و…) بیان کرد .اینکه کدام یک از عوامل سبب می شود که گروهی از مردم خود را به عنوان یک واحد مستقل (ملت) در نظر بگیرند. عده ای زبان و تاریخ را عواملی موثردانسته اند، عده ای دیگر نیز مرز وبوم و محیط طبیعی را در پیدایش یک ملت به عنوان نقش موثر تعیین کرده اند. بنا بر این می توان به طور کلی معیار های تشکیل ملت را زبان، نژاد، تاریخ، فرهنگ و… نام برد.

درباره اینکه این عقیده از معتقدین خود چه می خواهد دو نظریه بیان شده است. معتقدین به نظریه اول بر این باورند که باید نسبت به قوم و ملت خود تعصب بورزند و نسبت به ملت های دیگر به خود حق سیادت بدهند .ملی گرایی را وقتی اصیل می دانند که احساس وفاداری به هیچ مرجع دیگری به آن خلل وارد نسازد. به عبارت دیگر این تفکر به ملت، وطن و به طور کلیجنبه های ملی موضوعیت می بخشد و آنها را محور اعمال انسان می داند.۳

در نقدبیان اولی که ارایه شد باید گفت که اولا وطن و ملیت یا عوامل تشکیل دهنده آنها (نژاد،زبان،تاریخ و…) چگونه خود دارای ارزش هستند؟ وثانیا اگر این عوامل ارزشمند اند چرا باید دارندگان این صفات از دیگران برتر باشند؟

شاید بتوان بعضی از عوامل ذکر شده را مانند زبان ، ارزشمند به حساب آورد۴ولی در مورد سایر ویژگی ها بررسی آنها نوشتار را به بیراهه می برد لکن با فرض ارزش‌دار بودن تمامی خصوصیات ذکر شده نمیتوان دارندگان این صفات را برتر و دارای کمال دانست . پر واضح است میان امور اکتسابی و انتسابیفرق است اگر شخصی خصوصیتی را دارا باشد و آنرا اکتساب نکرده باشد نمیتوانیم برای او نوعی کمال و برتری قایل شویم . این ادعا به دلیل آن است که ویژگی به دست آمده تحت اختیار نبوده ونیز عقل دخالتی نداشته است . البته منظور از اینکه اختیاری در بین نبوده و نیز عدم دخالت عقل این است که ابتدا ارزش صفات درک نشده که انسان برای هدف مشخصی بخواهد با اختیار آنرا کسب کند.عوامل تشکیل دهنده ملیت مانند نژاد ، زادگاه و حتی زبان(اگر زبان مادری لحاظ شود)از این قاعده مستثنی نیستند.۵

همچنین از منظر قرآن کریم نیز اینگونه برتری دانستن ناپسند شمرده شده است.

“یَأَیهَا النَّاس إِنَّا خَلَقْنَکم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثى وَ جَعَلْنَکمْ شعُوباً وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ”۶

و نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند :

“آنان که به قومیت خود تفاخر می کنند این کار را رها کنند و بدانند که آن مایه های افتخار جز زغال جهنم نیستند و اگر آنان دست از این کار نکشند نزد خدا از سوسک هایی که کثافت را با بینی خود حمل می کنند پست تر خواهند بود.”۷

اگر از بعد سیاسی اسلام نیز بنگریم ناسیونالیسم با حکومت اسلامی منافات دارد . از وظایف مسلمان این است که حکومت و حاکم اسلامی را در هر مکان و زمان قبول داشته باشد و اطاعت کند .به آسانی اثبات می شود حاکمیت مطلق از آن خداست و بنابر اصل تنزل تدریجی،  این منصب به امام و سپس ولی فقیه خواهد رسید . نتیجه آنکه حاکم را خداوند تعیین میکند و ملیت و نژاد در آن نقشی ندارند.

نظریه دوم به ازای واژه میهن پرستی و ناسیونالیسم ، میهن دوستی و ملی گرایی را به کار می برد و ناسیونالیسم را در سطح غیر افراطی آن می پذیردهمچنین اینگونه تفسیر میکند که ملی گرایی حاکی از عشق و علاقه مردم به میهن و آمادگی هرگونه فداکاری در مسیر دفاع از وطن می باشد .

این دیدگاه شکل ملایم تری نسبت به دیدگاه اول دارد که تاکید بر علاقه به وطن و همچنین تلاش برای حفظ و آبادانی میهن دارد و معمولا به آن  صبغه اسلامی می دهند . طرفداران این عقیده از حدیث منسوب به پیامبراعظم(ص)(حب الوطن من الایمان)استفاده می کنند  و عده ای دیگر به قسمتی از آیه سیزده  سوره حجرات (“وَ جَعَلْنَکمْ شعُوباً وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُوا”) استناد کرده و نظریه خویش را پیش می برند .

جای  تعجب است که گروهی این تفکر را به اسلام نسبت می دهند و از حدیث پیامبر اکرم(ص)چنین برداشت می کنند که دوست داشتن میهن به تنهایی موضوعیت دارد . در دینی که اعمال انسان با اخلاص آن سنجیده می شود (“انما الاعمال بالنیات”۸) واضح است هر امری غیر از خدا اگر موضوعیت داشته باشد مردود است .۹

در قرآن کریم چنین آمده:”خداوند براى هیچکس دو قلب در درون وجودش نیافریده”۱۰

همچنین روایت است که” روزی حضرت زینب از پدر خویش، حضرت علی علیه السلام پرسیدند: آیا مرا دوست داری؟ حضرت علی علیه السلام فرمودند: آری، آن گاه آن حضرت در پاسخ پدر فرمود: دو محبت –محبتخداومحبتفرزندان–درقلبمؤمننمی گنجد. پس سر و اساس این دوستی و محبت به این دلیل است که محبت خالص و واقعی از آن خدا و شفقت و دلسوزی از آن فرزندان می باشد و این علاقه و محبت به خاطر خدا میباشد. امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز در پاسخ، ایشان را تأیید کرده و ستودند.”۱۱

در مورد انگیزه انجام عمل امام صادق فرمودند:”کارتان را برای خدا قرار دهید نه برای مردم ، زیرا هر چه برای خدا استبرای خدا ( بسوی خدا ) است و هر چه برای مردم است بسوی خدا بالا نمیرود”۱۲

در مورد حدیث حب الوطن من الایمان با فرض صحیح بودن سند تاویل حدیث به ملی گرایی و میهن پرستی با اصل هجرت سازگار نیست.۱۳تفسیر حدیث را از منظر شیخ بهایی که به حق انسان آزاده ای بوده اند در قالب شعر که منسوب به ایشان است ذکر می کنیم .

این وطن، مصر و عراق و شام نیست
این وطن، شهریست کان را نام نیست

زانکه از دنیاست، این اوطان تمام
مدح دنیا کی کند «خیر الانام»

حب دنیا هست رأس هر خطا
از خطا کی می‌شود ایمان عطا

ای خوش آنکو یابد از توفیق بهر
کاورد رو سوی آن بی‌نام شهر

تو در این اوطان، غریبی ای پسر!
خو به غربت کرده‌ای، خاکت به سر!

آنقدر در شهر تن ماندی اسیر
کان وطن، یکباره رفتت از ضمیر

رو بتاب از جسم و، جان را شاد کن
موطن اصلی خود را یاد کن

زین جهان تا آن جهان بسیار نیست
در میان، جز یک نفس در کار نیست

در مورد آیه شریفه(“وَ جَعَلْنَکمْ شعُوباً وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُوا”) نیز ارتباطی بین قرار دادن مردم به صورت گروهی برای شناختن یکدیگر و اینکه به قومیت و ملیت اصالت بدهیم و به آن علاقه مند باشیم وجود ندارد .

شاید کسی بگوید این علاقه به یک میهن اسلامی است و باید در حفظ و آبادی این کشور بکوشیم .جواب این است که اگر بین وطن و اسلام ، اسلام ارجح است و اصالت دارد از چه جهت باید وطن خاصی مورد نظر باشد و اگر اسلام حد و مرز محبت و خدمت را تعیین می کند باید بیان شود که این محبت و خدمت همه برای اسلام است و نه تنها تا وقتی که منافی اسلام اسلام نباشد مورد پذیرش است بلکه باید مفید برای اسلام باشد .

پیرامون این موضوع امام خمینی می فرمایند:” ضدغرب نیستیم. ما خواهان استقلال هستیم و روابط خود را با جهان غرب بر این اساس پی ریزی می نماییم. ما می خواهیم ملت ایران غربزده نباشد و بر پایه های ملی و مذهبی خویش به سوی ترقی و تمدن گام بردارد.”۱۵

به نظر، جمله (بر پایه های ملی و مذهبی خویش به سوی ترقی و تمدن گام بردارد) اشاره به میهن دوستی صرف داشته باشد که با توجه به شخصیت عرفانی و فقهی امام (ره) چنین برداشتی نادرست است . ایشان در جای دیگر می فر مایند : “ما ملیت را در سایه تعالیم اسلام قبول داریم… ملت، ملت ایران است، برای ملت ایران هم، همه جور فداکاری می کنیم، اما در سایه اسلام است، نه اینکه همه اش ملیت و همه اش گبریت! ملیت، حدودش حدود اسلام است و اسلام هم تأیید می کند او را، ممالک اسلامی را باید حفظ کرد، دفاع از ممالک اسلامی جزء واجبات است، لکن نه اینکه ما اسلامش را کنار بگذاریم و بنشینیم فریاد ملیت بزنیم و پان ایرانیسم”۱۶

همان طور که در بیان امام مشهود است نظر ایشان بر ممالک اسلامی می باشد  و حدود را به وسیله اسلام تعیین می کنند و اصالت را به اسلام می دهند . در این رابطه مکتب ایرانی چه معنایی دارد در حالی که مکتب اسلام، مکتب جامعی است .

البته سخن دیگری از امام خمینی هست که جای کمی تامل دارد .

” اسلام در عین حالی که وطن را ـ آنجایی که زادگاه است ـ احترام می گذارد، لکن مقابل اسلام قرار نمی دهد. اساس، اسلام است. اینها دیگر بقیه اش فرعند.”۱۷

جمله ی ابتدایی امام سوال بر انگیز است که آیا به وطن محوریت می دهد؟ و یا صرف علاقه داشتن به وطن(وطن به ما هو وطن)را می پذیرد ؟ که طبق آنچه تا کنون ذکر کردیم جواب هردو سوال منفی است و با توجه به جمله پایانی امام، میتوان دریافت کرد که میهنی مورد نظر بوده که همراه اسلام باشد و بتوان به وسیله آن به اسلام خدمت کرد .ایشان در جایی دیگر می فرمایند که

” حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود کشور مسأله ای است که در آن حرفی نیست”۱۸

این سخن امام (ره) اگر به تنهایی بررسی کنیم توجیه آن تقریبا ناممکن می شود و جمله نادرست به نظر می رسد ولی با توجه به بیانات دیگر ایشان که قبلا ذکر شد منظور از وطن ، وطنی است که در خدمت اسلام باشد البته در جایی دیگر اینگونه بیان می کنند: “تمام مقصد ما مکتب ماست”۱۹

همچنین بیان دیگری از ایشان این موضوع را تاکید می‌کند.

” ملی گرایی این پاب ایرانیسم است این پان عربیسم است این بر خلاف دستور خداست و بر‌خلاف قرآن مجید است.”۲۰

جملات ذکر شده اشاره به مذمت ملی گرایی صرف و حتی میهن دوستی بدون در نظر گرفتن اسلام دارد.

سخنی از شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران است که جای بحث دارد.ایشان می فرمایند:”ناسیونالیسم اگر تنها جنبه مثبت داشته باشد ، یعنی موجب همبستگی بیشتر و روابط حسنه بیشتر و احسان و خدمت بیشتر به کسانی که با آنها زندگی مشترک داریم بشود ضد عقل و منطق نیست و از نظر اسلام مذموم نمی باشد . بلکه اسلام برای کسانی که طبعا حقوق بیشتری دارند، از قبیل همسایگان و خویشاوندان ، حقوق زیادتری قایل است .”

ابتدا این سوال مطرح می شود که از چه جهت ناسونالیسم جنبه مثبت به خود می گیرد؟ مگر جز این است که اساس ناسیونالیسم  را عواملی مانند نژاد ،زبان تشکیل مدهند که در اسلام هیچ یک از آنها مطرح نیست . مخاطب اسلام کل انسانها بدون در نظر گرفتن ملیت است  ولی ناسیونالیسم انسانها را در واحد های ملی مخاطب قرار می دهد .

ایشان جنبه مثبت ملی گرایی را افزایش روابط حسنه و خدمت می دانند . همانطور که می دانیم عملی در اسلام دارای ارزش است که حسن فاعلی و حسن  فعلی داشته باشد و فقدان هر یک باعث ناپسند شدن عمل می گردد.شاید در عمل نتیجه اینکه انسان برای اسلام یا برای میهن دوستی خدمت کند فرقی نداشته باشد ولی اسلام فعلی را که هدف ، غیر خدا باشد،نمی پسندد.

از ملی گرایان مشهور می توان به دکتر مصدق اشاره کرد که از جمله اقدامات ایشان ملی کردن صنعت نفت بود و توانستند صنعت نفت را از استعمار انگلیس خارج کنند .

در مورد اینکه هدف ایشان ملیت و ایران بود شکی نیست و در عمل خدماتی به ایران انجام دادند ولی طبق آنچه قبلا ذکر شد  خود عمل دارای ارزش چندانی نیست . امام خمینی در این رابطه می فرمایند:” ما در طول تاریخ که دیده ایم آنهایی هم که خودمان یادمان هست مثل قضیه نفت چون اسلامی نبود ملی تنها بود به اسلام کاری نداشتند از این جهت نتوانستند کاری انجام بدهند کارهای نصفه کاره ای هم که انجام دادند بعدش از دستشان گرفته شد و رفت کنار .”۲۱

با تامل در بیان امام راحل میتوان دریافت که فقدان اسلام در عمل دکتر مصدق نه تنها ارزش آن را از اعتبار ساقط کرد بلکه در عمل نیزاثر مطلوب و کامل خود را نداشت .

یکی دیگر از ملی  گرایان شاخص مهندس بازرگان بودند . ایشان نیز محوریت را خدمت به ایران قرار می دادند و اسلام را وسیله و فرع آن به حساب می آوردند. بازرگان می گوید: برایینده ماموریت و هدف و تعهد، خدمت به ایران است از طریق اسلام . برای امام، هدف و برنامه انقلاب، خدمت به اسلام است از طریق ایران.۲۳

امام خمینی در مورد جبهه ملی می فرمایند:” جدا کنید حساب را از مرتدها، اینها مرتدند، جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداداست.”۲۴  در مورد اینکه به چه طریق می توان کسی را مرتد دانست خود موضوعی است که نیاز به نوشتاری جدا دارد ولی به طور کلی حکم ارتداد بر این اساس بوده که اصل ضروری در اسلام را منکر شده بودند .

سخن آخر اینکه ملیت و تعلقات قومی هیچ گاه از نظر عقل و شرع موضوعیت ندارد و امام (ره) نیز بر این ادعا تاکید دارند و به همین دلیل است که ایشان در نطقی در تاریخ ۱۵/۵/۱۳۵۹ می فرمایند:” آنهائی که می گویند ما ملیت را می خواهیم احیا بکنیم،آنهامقاب لاسلام ایستاده اند،اسلامآمدهاستکهاینحرفهاینامربوطراازبینببرد. افراد ملی به درد ما نمیخورند افراد مسلم به درد ما میخورند. اسلام با ملیت مخالف است معنی ملیت این است که ما ملت را می خواهیم ،ملیت را می خواهیم و اسلام را نمیخواهیم. آن مردِ که(شاپور بختیار) در خارج گفت که اول من ایرانی هستم،ملی هستم دوم ایرانی هستم سوم اسلام(ی). این اسلام نیست،توسوم هم اسلامی نیستی.”۲۶


پاورقی

۱) فرهنگ جامع سیاسی ص۸۷۲- مقاله ناسیونالیسم محمد علی زندی

۲)ویکی پدیا ذیل عنوان

۳)این نظریه چون ریشه نژادی پیدا می کند می تواند نظام های چون نازیسم در آلمان و فاشیسم در ایتالیا و صهیونیسم در فلسطین اشغالی رابه وجود آورد.

۴)مانند زبان عربی و انگلیسی که متخصصان زبان شناسی قدرت این زبان ها را در بیان مطالب علمی ، ادبی،عرفانی ،فلسفی و … منکر نیستند.

۵)یقینا کسی منکر این نیست که انسان با داشتن ویژگی هایی دارای کمال می شود ولی باید آن خصوصیات ارزشمند باشند و با عقل و اختیار صاحب آن شد مانند دین و عقیده . البته بگذریم از کسانی که دین آنها از والدینشان است که آن نیز غلط است.

۶)حجرات ۱۳

۷)سنن ابی داودبه نقل از مطهری-مرتضی خدمات متقابل اسلام و ایران

۸) وسایل ج۱ ص۸به نقل از مطهری-مرتضی عدل الهی

۹)اینکه ارزشهای والای انسانی را می توان هدف قرار دادرا نمی خواهیم منکر شویم و وارد شدن در این موضوع وقت زیادی می طلبد ولی با قبول این فرض نیز این خصوصیت در مورد ملی گرایی صدق نمی کند .

۱۰)احزاب ۴

۱۱)سید نورالدین جزایری، خصایص زینبیه، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۱، ص ۲۲۵.

۱۲)وسایل ج۱ ص۱۱ به نقل ازشهید مطهری-عدل الهی

۱۳)به درستى که کسانى که فرشتگان جانشان را گرفتند در حالى که کفار و ستمکاران به خود بودند سؤال مى‏شوند که این چه رفتارى بود که نسبت به دین خدا کردید؟ در جواب مى‏گویند : مشرکین بر ما مسلط بودند و از ایمان ما جلوگیرى مى‏کردند.سؤال میشوند مگر زمین خدا تنگ بود، آیا نمى‏توانستید از شهر خود مهاجرت کنید؟ نسا ۹۷

۱۴)سنن ابی داود ج۲ به نقل از مطهری-مرتضی خدمات متقابل اسلام و ایران

۱۵)صحیفه امام ج۴ ص۱۶۰

۱۶)همان ج۱۰ ص۱۲۳

۱۷)همان ج۱۳ ص ۱۶۸

۱۸)همان ج۱۳ ص۲۰۹

۱۹)همان ج۱۳ ص۷۶

۲۰) همان ج۱۲ ص۳۳۴

۲۱) همان ج۱۳ ص۳۹

۲۲) –

۲۳) همان ج۱۴ ص۱۶۲

۲۴)بازرگان، مهدی، بازیابی ارزش ها ص۱۱۹به نقل

۲۵)شاپور بختیار

۲۶)صحیفه امام ج۱۳ ص