ذکر ثنای الهی

منشور بین المللی اسلام «جلد دوم»
حمد و ثنای الهی در خطبه حضرت زهرا

«الْـحَمْدُ لِلَّـهِ عَلَی مَا أَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَی مَا أَلْهَمَ وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا وَ سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَا وَ تَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا وَ نَأَی عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا وَ تَفَاوَتَ عَنِ الْإِدْرَاكِ أَبَدُهَا وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّكْرِ لِاتِّصَالِهَا وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْـخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهَا.»

یعنی: «حمد و سپاس خدای را بر آنچه ارزانی داشت، و شکر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شکر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از نعمت‌های فراوانی که خلق فرمود و عطایای گسترده‌ای که اعطا کرد، و منّت‌های بی‌شماری که ارزانی داشت، که شمارش از شمردن آن‌ها عاجز، و نهایت آن از پاداش فراتر، و دامنه آن تا ابد از ادراک دورتر است، و مردمان را فرا خواند، تا با شکرگزاری آن‌ها نعمت‌ها را زیاده گرداند، و با گستردگی آن‌ها مردم را به سپاس‌گزاری خود متوجّه ساخت، و با دعوت نمودن به این نعمت‌ها آن‌ها را دو چندان کرد.»

خطبه صدیقه شهیده با واژه حمد و جمله «الْـحَمْدُ لِلَّـهِ» شروع می‌شود در آغاز خطبه می‌فرماید:

«الْـحَمْدُ لِلَّـهِ عَلَی مَا أَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَی مَا أَلْـهَمَ وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا»

واژه حمد به معنای ستودن[1] است که در مقابل ذمّ[2] و [3] به‌کار رفته است. خلیل‌ بن احمد[4] و [5] معنای دیگر حمد را ثنا و، حمد را هم‌معنای مدح دانسته است. [6] و [7]


[1] . احمد بن علی بیهقی، تاج‌المصادر، ج ۱، ص ۲۶۰، چاپ هادی عالم‌زاده، تهران ۱۳۶۶ ـ ۱۳۷۵ش.

[2] . خلیل‌ بن احمد، کتاب ‌العین، ذیل واژه، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.

[3] . اسماعیل‌ بن حماد جوهری، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح العربیة، ذیل واژه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت (بی‌تا)، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.

[4] . خلیل‌ بن احمد، کتاب ‌العین، ذیل واژه، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.

[5] . اسماعیل‌ بن حماد جوهری، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح العربیة، ذیل واژه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت (بی‌تا)، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.

[6] . اسماعیل‌ بن حماد جوهری، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح العربیة، ذیل واژه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت (بی‌تا)، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.

[7] . ابن‌ منظور، ذیل واژه.

یاد حق

«فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لی وَ لا تَکْفُرُونِ». (بقره، 152)

پس یادم کنید تا شما را یاد کنم و مرا شکر گزارید و مرا ناسپاسی مکنید.

نکاتی از این آیه

باید دانست که خدای تعالی در این آیه ما را مکلّف کرد به دو امر: یکی ذکر و دوّمی شکر. اما ذکر به زبان باشد و به دل هم باشد، و هم به اندام ها باشد. پس ذکر ایشان او را چنین باشد که خدا را به زبانْ حمد و تسبیح گویند و تمجید کنند و کتابش را بخوانند. و ذکر ایشان او را به دل چنین باشد که او را به دل های خود بر سه نوع یاد کنند:

یکی: اینکه درباره دلایل ذات و صفات او بیندیشند.

دوم: اینکه درباره دلایل تکالیف و احکام و اوامر و نواهی و وعد و وعید او بیندیشند. پس چون کیفیت تکلیف را بشناسند و بدانند آنچه را که در فعلْ از وعده و در ترکْ از وعید هست، انجام دادن آن بر ایشان آسان باشد.

سوم: اینکه در اسرار مخلوقاتِ خدای تعالی بیندیشند تا اینکه هر ذرّه از ذرات مخلوقات، همچون آینه ای جلا یافته در برابر عالم قُدس باشد، تا چون بنده در آنها بنگرد، شعاع دیده او از آنها به عالم جلال انعکاس یابَد و اینْ مقامی است که آن را نهایت نیست.

اما ذکر ایشانْ او را به جوارح و اندام ها چنین باشد که اندام های ایشان غرق در اعمالی باشد که به آنها مأمور شده اند، و از اعمالی که از آنها نهی شده اند خالی باشد و بر این وجه است که خدای تعالی، نماز را ذکر خواند. (جمعه، 9) پس امر به «اُذکُرونی» دربرگیرنده همه طاعات باشد.

اما اینکه می گوید «اَذکُرْکُمْ» باید که آن را بر چیزی که لایقِ بهترین جایگاه است حمل کنند. و آنچه بدین امر تعلّق دارد، ثواب و مدح است و اظهار رضا و اکرام است و ایجابِ منزلت؛ و این همه، داخل در قول او «اذکرکُم» است.

و در این جا، عباراتی نیز ذکر کرده اند در معنی این آیه که عبارتند از:

1 ـ مرا در طاعتم یاد کنید تا شما را در رحمتم یاد کنم.

2 ـ مرا با دعا یاد کنید تا شما را به اجابت و احسان یاد نمایم.

3 ـ مرا در ثنا و اطاعت یاد کنید تا شما را در ثنا و نعمت یاد کنم.

4 ـ مرا در دنیا یاد کنید تا شما را در آخرت یاد کنم.

5 ـ مرا در خلوت ها یاد کنید تا شما را در تنهایی ها یاد کنم.

6 ـ مرا در آسودگی و راحتی یاد کنید تا شما را در سختی و بلا یاد کنم.

7 ـ مرا در طاعتم یاد کنید تا شما را به یاری خود یاد کنم.

8 ـ مرا در مجاهدت خویش یاد کنید تا شما را در هدایتتان یاد کنم.

9 ـ مرا بر صدق و اخلاص یاد کنید تا شما را به رهایی یاد کنم.

10 ـ مرا در آغازْ به ربوبیت و خداوندی یاد کنید تا شما را در پایان کار، به رحمت خود و به دلیل عبودیت و بندگی شما یاد کنم.

صبر و نماز

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ» (بقره، 153)

ای کسانی که ایمان آورده اید! به شکیبایی و نماز کردن از خدا یاری بجویید که خدا با شکیبایان است.

باید دانست که چون خدای با گفتن «فاذْکُرُونی» همه عبادات را واجب ساخت و گفت مرا شکر کنید؛ آن گاه آنچه را که به بیانِ آن ارتباط دارد و بِدان یاری می رساند به دنبال آورد و گفت: «به صبر و نماز یاری جویید» و برای آن، این دو را یاد کرد که در این دو، یاری برای همه عبادات هست.

اما صبر، عبارت از اجبار نفس بر تحمل سختی ها و ناپسندیده ها در راه خدای تعالی است و واداشتن آن بر دوری جستن از بی تابی می باشد. و هر کسْ نفس و قلب خود را بر این امر وا داشت، انجام دادن طاعات بر وی آسان باشد. و برخی از مفسرّان، صبر را به معنی روزه و برخی دیگر نیز به معنی جهاد آورده اند.

و در اینجا اختیار کردیم که یاری جستن به وسیله نماز کردنْ سزاوارتر است. زیرا واجب است که آن کار بر طریق خضوع و تذلُّل برای معبودْ و اخلاصِ برای او صورت گیرد و نیز واجب است که همت و قلب خود را بیشتر به آن مشغول دارد و در آن تفکر و تدبُّر کند. و هرکس که این شیوه را در نماز دنبال کند، البته نفسِ خویش را برای تحمل مشقّت در جز آن از عبادات رام سازد. و از اینجاست که می گوید: «به درستی که نماز [انسان را] از زشتی ها و پلیدی ها نهی می کند» (عنکبوت، 45) و باز از اینجاست که ما نیکان را در روزگارِ سختی و مصیبت می بینیم که به نماز روی آورده اند. روایت شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چون دشواریی به او روی می آورد، به نماز پناه می بُرد. و خداوند در ادامه می گوید: خدا با شکیبایان است، یعنی در یاری دادن به ایشان.